روانشناسی بازی
روانشناسی بازی The play pschology
21/7/91
|
بازي ، نمايش |
Play |
|
بازي كردن |
To play |
|
مردانه بازي كردن |
Play fair |
|
نامردي كردن |
Play foul |
|
زمين بازي |
Play ground |
|
تئاتر – تماشاخانه |
Play house |
|
همبازي |
Play mate |
|
اسباب بازي |
Play thing |
بازي كودكان و نوجوانان :
فعاليت يكي از نيازمنديهاي انسان و اساس رشد و تكامل است. كودكان ضمن بازي به فعاليت هاي بدني ، عقلي و اجتماعي مي پردازند .
تعريف بازي :
بازي را چند نوع تعريف كرده اند :
جِرسيلد مي گويد : بازي كودك يك كار جدي است .
فرانك مي نويسد: بازي راهي است كه كودك آنچه را كه كسي نمي تواند به او بياموزد ياد مي گيرد.
بعضي از روانشناسان بازي را زندگي كودك دانسته اند و مي توان گفت به طور كلي بازي هر نوع فعاليتي است كه فرد براي لذت بردن انجام مي دهد ، بدون اينكه به نتيجه نهايي آن توجه داشته باشد .
برشنورد مي گويد : بازي جان كودك است اگر بازي را از كودك بگيريم جان او را گرفته ايم .
كارل گروس مي گويد : بازي تمرين زندگي است . در حقيقت بازي ابزاري است كه كودك را براي بزرگ شدن كمك مي كند . فرد با كمال ميل و بدون اجبار ، بلكه فقط به خاطر سرگرمي و لذت بردن به بازي مي پردازد . فرق بازي با كار اين است كه كار براي رسيدن به يك هدف معيني است نه به خاطر لذت بردن . در نظر كودك فعاليتهاي آزاد بازي شمرده مي شوند ولي آنچه بزرگسالان براي او تعيين و تكليف كنند از قبيل تكاليف مدرسه و كمك به كارهاي خانگي ، كار مي باشند . همچنين بازي يك رفتار و استعداد فطري و عمومي است و در تمام موجودات زنده ديده مي شود و يكي از مهمترين عوامل و وسايل رشد و تكامل يادگيري است . به سخن ديگر كودك بازي مي كند تا رشد و پرورش يابد ، فعاليت و رشد عمومي كاملاً به يكديگر بستگي دارد . سبك نُضج كودك اميال و فعاليتهاي او را تعيين مي كند و در نهايت رشد او را بر مي انگيزد.
28/7/91
كودكي كه از بازي مي گريزد هرگز رشد سالم نداشته از لحاظ عقلي بيمار است و بايد فوراً به درمان او پرداخت . محروم ساختن كودك از بازي بيش از هر چيز او را نارحت مي كند و چه بسا ممكن است براي يك عده ناراحتي هاي عصبي و عقلي را نتيجه دهد زيرا چنانچه اشاره شد بازي تنها وسيله طبيعي براي يادگيري و پيشرفت است . كودكان ضمن بازي هاي خود ياد مي گيرند و بازي تنها نوع و ميزان آموخته هايشان را نشان مي دهند . از روي فعاليتهاي كودك مي توان به ميزان هوش و اطلاعات وي پي برد. بازي كه با حركت و فعاليت توأم باشد دليل سلامت تن و روان كودك است . بازي براي كودكان مانند شغل و كار براي بزرگسالان است . كودك سالم نمي تواند پنج دقيقه ساكت باشد و دائماً در تلاش و فعاليت با چيزهايي است كه مي بيند و لمس مي كند. گاهي در خانه به كتابخانه پدرش رفته و آنها را زير و رو مي كند . گاهي اسباب بازي هاي خود را به آتش مي اندازد تا ببيند مي سوزد يا نه ! همين طور كنجكاوي خود را مانند يك دانشمند تشنه به رسيدن به يك حقيقت تازه يا ابتكار جديد ادامه مي هد . خلاصه كودك به محيطي نيازمند است كه بتواند (خودش باشد) جايي كه بتواند بدود ، فرياد و صدا بزند ، بشكند و بسازد ، همه اين اميال را با بازي ارضاع مي كند. در اثناي بازي كارهايي انجام مي دهد كه به كسب مهارت و افزايش فهم منجر مي شود . چنانكه در يكسالگي صداهاي گوناگون درآورده و به تكرار آنها مي پردازد و از اين بازي لذت فراوان مي برد . سپس اين صداها به صورت كلماتي در مي آيند كه در گفتگوي خود به كار مي برند. همين كه بزرگ مي شود در انداختن توپ ، بالا رفتن از پله ، نردبان ، درخت ، جست و خيز و حركت لذت برده و شاد مي شود . بدين ترتيب معلومات خود را افزايش مي دهند و نيز پا ، بازو و انگشتانش رشد و پرورش مي يابد . گاهي نيز دست هاي خود را كثيف و لباس هايش را پاره كرده به زمين مي اندازد . تمام اين فعاليتهاي كودكانه نبايد موجب تأسف و نارحتي بزرگسالان گردد. چرا كه آنها لازمه دوران كودكي هستند و تنها راه كسب معرفت و معلومات مي باشند و خود اينان نيز (پدران و مادران) زماني همين رفتارها را داشته اند .
19/8/91
گاهي كودك خود را به پدر و مادرش تشبيه مي كند. بر دوش برادر بزرگش سوار مي شود . ديوارها را مي نويسد . در اين موقع بزرگسالان به سرزنش او مي پردازند. لكن اگر انصاف كنيم بايد بزرگان را مورد ملامت قرار دهيم . زيرا اگر كودك اسبي داشت اگر چه از تخته يا چيز ديگر باشد كه بر آن سوار شود يا تخته سياهي بر آن بنويسد بر دوش سوار نمي شد و در و ديوار را خراب نمي كرد. هر گاه ما معلمان ، مربيان وقتي شاد شديم كه فرزندان و دانش آموزان مان آرام و ساكت باشند ، حركت نكنند ، سخن نگويند و پوشاك و سر و صورت آنان در تمام روز نظيف و تميز باشند ، در اين صورت ما مربيان نيازمنديم كه خود را تغيير دهيم نه كودكان را ، زيرا ما از بچه ها انتظار داريم كه خلاف طبيعت بشري باشند و اين نيز فوق توانايي آنهاست . بنابراين بر ما ضروري است كه از نيروي محرك قوي بر آموزش كودك استفاده كنيم و هرگز سعادت او را بر راحتي و آسودگي خود فدا نكنيم. شادي بچه ها را هر چند موجب ناراحتي ماست ، راحت و سعادت خود بدانيم به اين اصل توجه كنيم كه هنگام بازي است كه كودك با كمال آزادي حواس خود را به كار مي اندازد و نيروي تفكر ، ابداع و اختراع خود را پرورش مي دهد. خلاصه كودك به وسيله بازي تمام استعدادهاي خود را در چهار ميدان رفتار بشري به كار مي اندازد كه عبارتند از جنبش و حركت ، تطابق ، زبان و رفتار شخصي و اجتماع .
او بازوهاي خود را به جلو پرتاب و پاهايش را خم مي كند. چشم هاي خود را بر دست گره كرده اش مي دوزد . بوق بوق و قدقد مي كند (زبان) مادرش را با صدا مي خواند (شخصيت اجتماعي) به عقيده « قوودرث » حتي تخيل نوعي بازي است و مي توان گفت بازي معمولاً اگر دائماً هم نباشد شامل تخيل و اختراع است .
ارزش هاي بازي :
با توجه به اهميت و ضرورت بازي كودكان ، مي توان ارزش بازي را از جنبه هاي گوناگون بررسي و طبقه بندي نمود.
1- ارزش جسماني بازي : بازي هاي كودكان معمولاً همراه با فعاليت بدن انجام مي گيرد . اين بازي ها براي صرف انرژي اضافي كودك، لازم و ضروري است . زيرا در اثر عدم استفاده از اين انرژي كودك دچار هيجانات گوناگون شده و به نحوي تعارضات خود را نشان مي دهد. بسياري از كودكان در طي دوران كودكي به مرور به بازي هاي كم تحرك توجه بيشتري نشان مي دهند و فعاليت هايي از قبيل مطالعه ، تماشا كردن تلويزيون ، بازي هاي فكري را بر بازي هاي پر جنب و جوش ترجيح مي دهند . البته در ابتدا اعمال كودكان تا حد زيادي تابع رفتار والدين و اطرافيان است . زيرا كه نظرات آنها و مسائل محيطي در مورد بازي هاي فعال و ورزش هاي گوناگون تاثير زيادي در افكار و اعمال كودكان و نوجوانان دارد . در اين مورد والدين هميشه نمونه و الگويي براي كودك هستند و تشبيه و ترغيب آنها در اين زمينه بسيار موثر و مفيد خواهد بود . كودك براي اينكه عضلات خود را رشد و پرورش دهد و تمام قسمتهاي بدنش ورزيده شود بايد بازي كند . همچنين كودك به وسيله بازي انرژي هاي اضافي خود را مصرف مي كند وگرنه موجب هيجان و عصبانيت و تندي مزاج كودك مي گردد.
2- ارزش اجتماعي بازي : بازي كودكان پديده اي است كه در تمدن و فرهنگ جوامع گوناگون در همه دوران توجه كودكان را به خود جلب كرده است . بازي را نمي توان به عنوان يك عامل جدا از پيوندهاي اجتماعي و فرهنگي دانست بلكه بايد آن را به منزله ضرورت دريافت فرهنگي - اجتماعي شناخت . كودك در بازي كردن با ديگر همسالان مي آموزد كه چطور و چگونه در برقراري روابط اجتماعي كوشا باشد . او از طريق بازي هاي گروهي و مبتني بر همكاري حتي با بزرگسالان ارتباط برقرار مي كند و يا چگونگي ارتباط برقرار كردن را مي آموزد . هر چند كودك از طريق تماس با ديگر همسالان در مدرسه ياد مي گيرد كه چگونه رفتار اجتماعي بايد داشته باشد اما محيط مدرسه برخلاف فضاي بازي ، موقعيت هاي محدودي را براي رفتار اجتماعي در اختيار كودك مي گذارد . در حالي كه به وسيله بازي كودك در مي يابد كه چگونه با ديگران ارتباط برقرار سازد و مشكلات مربوط به روابط اجتماعي را حل كند . بازي به كودك فرصت مي دهد تا خود را كنترل كرده و گام بهر گام رشد و تكامل يابد .
3- ارزش تربيتي و اخلاقي بازي : كودكان از طريق بازي به اكتشاف و تجربه محيط دست مي زنند و از اين طريق علاوه بر شناسايي ميان واقعيت ها و تخيل تفاوتي را احساس مي كنند . در هنگام بازي درباره خودش ، ديگران و رابطه اش با آنها مسائلي را مي آموزد و به ميزان توانايي خود پي مي برد و مقايسه مي كند . كودك در حين بازي نقش هاي گوناگوني را به عهده مي گيرد و در مي يابد كه كدام نقش بيشتري لذت را به او مي دهد و در همان حال قادر است كه رضايت بخش ترين رابطه ها را با ديگران برقرار كند .
بازي يكي از عوامل عمده براي تربيت اخلاقي نيز محسوب مي شود زيرا كودك در طي بازي با مفاهيم خوب و بد ، زشت و زيبا ، حق و ناحق آشنا مي شود . هر چند اين مفاهيم به قدرت آنچه كه در جامعه وجود دارد نيست . كودكان در ضمن بازي ياد مي گيرند كه چگونه مي توانند عضو يك گروه بشوند و براي اين عضويت چه شرايطي را بايد دارا باشند . مقررات و رعايت از اين مقررات در بازي هاي گروهي گاهي شديدتر و واجب تر از مقررات موجود در خانه است . صفاتي چون راستگويي ، ادب ، مهرباني ، خشن ، نامرتب ، همه و همه در بازي ها تمرين مي شود و جاي خود را در ذهن كودك بدست مي آورد . بدين ترتيب كودك اوضاع و شرايط زندگي بزرگسالان را در مي يابد و به آرامي با آنها مواجه مي شود و بر مشكلات ارتباطي خود فائق مي گردد .
4- ارزش درماني بازي : در زندگي روزانه كودك نياز دارد كه به گونه اي از تشنجات حاصل از محيط رهايي يابد . بازي چنين فرصتي را به او مي دهد . بازي به كودك مي آموزد كه چگونه و به چه طريقي احساسات خود را در قالب آنچه كه اجتماع از او انتظار دارد بيان كند . دستيابي به چنين هدفي از طريق بازي ها يا روش هاي غير مستقيم ديگري مانند خواندن كتاب و يا ديدن فيلم امكان پذير است . زيرا او بدين ترتيب مي تواند احساساتي از قبيل خشم ، محبت ، ترس، رنج ، نگراني و شادي را آن طور كه ميل دارد در قالب شخصيت هاي دلخواهش بيان كند و يا احساسات خود را كه قادر به بيان آنها نيست غير مستقيم توسط وسيله و يا شخص ديگري ابراز نمايد . در اينجا نقش بازي نه فقط به عنوان وسيله رهايي مي باشد بلكه راهي است براي عرضه نيازها و تمايلات كه به طريق ديگر برآورده نمي شد . در واقع بازي درماني بر اساس اين حقيقت بنا شده كه بازي وسيله ي طبيعي كودك براي بيان كودك است . همان گونه كه بزرگسالان با بيان مشكل و مطرح كردن آن راه حلي براي خودشان پيدا مي كنند .
5- ارزش ذهني يا عقلي بازي : بازي باعث مي شود كه كودك نيروهاي ذهني خود را به كار اندازد و او را در شناخت و كنترل محيط ياري دهد كودك به وسيله بازي قادر مي شود كه توانايي هاي خود را بياموزد بدون آنكه مسئوليتي بر عهده داشته باشد و در عين حال ميان واقعيت و آنچه كه ماحصل فكر و خيال است تفاوتي قائل شود .
6- ارزش يادگيري بازي : همان گونه كه در مبحث بازي ها اشاره شد كودك در خلال بازي ها از وسايلي استفاده مي كند كه اين وسايل به مرور از جهت رنگ ، شكل ، اندازه و فرم شناسايي مي شود و اهميت كاربرد آنها معلوم مي گردد . با افزايش سن كودك مهارت هاي او افزوده شده و در نتيجه استفاده از وسايل براي او مهياتر و دلپذيرتر مي شود . كودكان از طريق بازي ها علاوه بر تمرين و كسب تجربه به ارزش خود و توانايي هايش در آموختن پي مي برد كه اين مساله خود گامي است جهت يادگيري بيشتر و سازگاري بهتر با محيط زندگي .
۹۱/۹/۱۰
خلاصه بازي يك نوع فعاليت فطري و بهترين وسيله و تمرين براي آمادگي به زندگي است. به سخن ديگر بازي خود زندگي طبيعي كودك است . كودك در حين بازي و در عين حال آماده شدن براي مراحل بعدي زندگي مي باشد . بنابراين محروم ساختن او از آن در واقع محروميت از زندگي است و همين بازي است كه به كودك كمك مي كند مهارتهاي حركتي ، اجتماعي و شخصيت خود را رشد و پرورش دهد از اين رو والدين ، معلمان و مربيان بايد بازي را از ضروريات زندگي كودك دانسته و از آن به عنوان بهترين و موثرترين وسايل استفاده كنند . اسباب بازي هاي گوناگون براي ايشان فراهم كند و از رعايت نكات تربيتي زير نيز غافل نباشند :
1- هرگز مستقيماً در بازهاي كودكان مداخله نكنيد .
2- اسباب بازي هايي كه براي ايشان آماده مي سازيد بايد متحرك و قابل انتقال باشد، ثانياً براي كودكان تازگي داشته باشد .
3- از اينكه ممكن است كودكان بعضاً اسباب بازي هاي خود را بشكنند ناراحت نباشيد زيرا چه بسا كودكان اين عمل را براي اشباع ميل كنجكاوي انجام مي دهند .
4- براي اينكه كودكان در فعاليت و كاركردن با اسباب بازي هاي خود آزاد باشد بهتر است از اسباب بازي هاي ارزان قيمت در اختيار شان گذاشته شود .
5- هرگز از خوردني ها مخصوصاً آن چيزهايي كه پوست يا پوشش ندارند مانند كشمش ، خيار ، خرما به عنوان اسباب بازي استفاده نشود .
6- در عين حال كه بايد كودكان در انتخاب نوع بازي و اسباب بازي آزاد باشند معلمان و مربيان نبايد از راهنمايي و تربيت غير مستقيم آنان غفلت كنند و به ايشان ياد دهند كه چگونه مي توان اسباب بازي ها را تميز و سالم نكه داشت بدون اينكه به زور و تنبيه يا سرزنش متوسل شوند .
7- در خريدن اسباب بازي به تمايلات كودكان توجه نمايند نه خوشايند خود يا زيبايي اسباب بازي
8- اگر در كودكستان يا دبستان احساس كرديد كودكي از بازي كردن اجتناب مي ورزد ، فورا به كشف علت و حتي الامكان به درمان و برطرف ساختن آن بپردازيد بدون اينكه او را سرزنش كنيد .
9- در ضمن بازي مي توانيد كودكان را به طور غير مستقيم به رعايت حق و عدالت تشويق كنيد بدون اينكه به تعريف كلمات فوق بپردازيد .
10- محيط بازي از حيث وسايل و اسباب بازي براي هر سن غني باشد .
11- بازي هايي براي كودكان پيشنهاد شود كه بر پرورش ذوق و حس زيبا دوستي آنان كمك مي كند . ( نقاشي )
12- در تمام اقسام بازي نبايد از پرورش اجتماعي كودك غفلت كرد .
جمعه : 17/9/91
مراحل رشد و انواع بازي :
كودك در هر سني به بازي هاي مخصوصي مشغول مي شود كه اينك انواع آن را در پنج مرحله مورد مطالعه قرار مي دهيم .
مرحله اول : از تولد تا 3 سالگي
مرحله دوم : از 3 سالگي تا 6 سالگي
مرحله سوم : از 6 سالگي تا 8 سالگي
مرحله چهارم : از 8 سالگي تا 12 سالگي
مرحله پنجم : دوره بلوغ
مرحله اول ( سه سال اول ) : بازي كودك جنبه فردي و آزادي دارد . حركت ها نخستين مظهر بازي است ، چنانكه كودك نوزاد در گهواره با حركت دادن دست ها و پاهايش به طور منظم و دائمي بازي مي كند . از شنيدن صداي خود لذت مي برد . جيغ و فرياد مي كند و از مشاهده رنگ هاي براق و نورهاي درخشان شاد مي شود . به طور كلي در اين مرحله هر چه در حواس او اثر كرده موجب رضايت خاطر و سرور او گردد با آن به بازي مي پردازد . از شنيدن صداهايي كه با آهنگ توام باشد لذت مي برد و شاد مي شود . يعني مثل اينكه در فطرت بشر علاقه و آهنگ وجود دارد و از دوران طفوليت ظاهر مي گردد . همين كه راه افتاد و به سخن گفتن آغاز كرد بازي هاي او به صورت هاي جست و خيز ، اسب سواري ( چوبي ) و سخن گويي جلوه گري مي شود و از جمله به ديگري يا مورد حمله واقع شدن لذت مي برد . از پرداختن به گفتگو بدون اينكه بخواهد از فكري تعبير كند خوشحال مي شود زيرا فقط مي خواهد سخن گويد و صداي خود را بشنود .
مرحله دوم ( از 3 تا 6 سالگي ) : بازي و حركات بدني كاملا در كودك آشكار مي شود . در اواخر اين مرحله معمولا نيروي خيال كودك شدت يافته در بازي هاي او منعكس مي شود . كودك به تحليل و تركيب اشياء كسب اطلاعات ، علاقه به رقابت و تقليد از هر چه كه مي بيند و مي شنود متمايل مي شود و به هر چه چشمش مي افتد به بازي با آن مي پردازد . علاقه شديدي به بازي با گل و خاك دارد و هرگز نبايد او را از اين عمل بازداشت بلكه فقط بايد گل و خاك تميز در اختيار او گذاشت در اين سن كودك اسباب بازي هاي خود را مي شكند تا به محتويات آنهاپي ببرد و چگونگي تركيب و حركات آنها را درك كند . خلاصه كودك در اين مرحله ( 3 تا 6 سالگي ) به هيچ نوع قيد و قاعده اي در بازي معتقد نيست و مي خواهد كاملا آزاد باشد و به كشش خيال و غرايض و اميال فطري بازي كند به همين سبب مربيان بايد از ايجاد و وضع هر نوع قانون براي بازي در اين دوره خوداري كنند تا از رشد طبيعي او جلوگيري نشود و او از آزادي و بازي كه به هم پيش مي روند و جدا ساختن آنها به هر شكلي كه باشد مضرر و خطرناك است كاملا استفاده كنند .
مرحله سوم و چهارم ( از 6 تا 8 و 8 تا 12 سالگي ) : در اين دوره كودك بيشتر به بازي هايي مايل مي شود كه با حركات زياد توام باشد و مي خواهد سرعت ، قدرت و مهارت نشان دهد و چون ميان عضلات و اعصابش ارتباط برقرار مي شوند بدين جهت مي تواند به بازي هايي كه مستلزم مهارت هستند مشغول كرد چنانكه مي تواند ابزارهايي دقيقي مانند سوزن و قلم به كار برد . به بازي هاي دسته جمعي علاقمند مي شود . مي خواهد در هر بازي دقيق و دوستي داشته باشد تا به او كمك كند ( به عقيده مرفي : عوامل اساسي انتخاب هم بازي براي كودكان عبارتند از :
1- همكلاسي 2- همسايگي 3- همسالي 4- هم سطحي عقلي
يا مخالفي كه به مبارزه و مباحثه با او بپردازد زيرا در اين مرحله است كه ميل به رقابت ظاهر مي شود و دوام شدت مي يابد و كودك را وا مي دارد كه نهايت كوشش خود را براي پيروزي بر دشمن مصروف دارد . چون در اين سنها نيروي هاي گوناگون بدني و عقلي كودك رشد مي كند از اين رو بر عضلات خود مسلط مي شود و مي تواند آنها را كنترل كند و نيز به علت پرورش حواس و كسب مهارت و تجربه بازي هاي گوناگون را به سرعت و قدرت و دقت انجام مي دهد . در صورتي كه قبلا از انجام دادن آنها عاجز بود .
دوره بلوغ ( نوجواني ) : در اين دوره اميال اجتماعي كودك قدرت مي يابد و تمام بازي هاي او شهرت جمعي و گروهي به خود مي گيرد . نوجوان بيش از پيش به رقابت مي پردازد و به تسلط و نفوذ به ديگران و تحصيل در مقام رياست و پيشوايي به شدت علاقمند مي شوند همين رفتار كودكان را تحريك مي كند كه عليه يكديگر ، جمعيت ها و حزب ها تشكيل دهد و بازي هاي اظهار ميل مي كنند كه در آن رقابت و مبارزه بيشتر باشد . مانند بازي هاي فوتبال و امثال آن . در همين بازي هاست كه فرد به ضرورت و ارزش همكاري ، فداكاري ، از خود گذشتگي ، اطاعت از قوانين و مقررات و احترام آنها و ساير صفات لازم براي زندگي اجتماعي پي برد .
پايان