طراحي و مطالعه مسائل يادگيري و آموزش :

 


رئوس ثمانيه (سرفصل هاي هشتگانه علم) :

1- تعريف علم       2- موضوع علم     3- مسائل علم     4- هدف علم        5- غايت علم               

 6- مولف علم            7- تاريخچه علم           8- جايگاه علم نسبت به ساير علوم

 

آموزش يا تعليم چيست ؟

آموزش يعني انتقال دانستني ها به شخص ديگر به گونه اي كه منجر به تغيير در او شود ؛ بديهي است كه اگر چنين تغييري حاصل نشود آموزش از معناي خود دور مانده است .

تربيت چيست؟

تربيت عبارتست از سوق دادن آدمي به سوي ارزشهاي والاي انساني به گونه اي كه آن ارزشها را بفهمد ، دوست بدارد و اجرا كند.

 

23/1/92                 

تدريس چيست ؟ از تدريس تعريف هاي مختلفي ارائه شده است . برخي تدريس را بيان صحيح و روشن معلم راجع به آنچه كه بايد ياد گرفته شود مي دانند . عده اي ديگر براي يادگيري تدريس را فراهم كردن فرصت ها و موقعيت هايي مي دانند كه در نهايت فرآيند يادگيري را براي دانش آموز آسان مي كند و عده اي ديگر مي گويند تدريس يك فعاليت است منظم و حساب شده و هدفمند بين معلم و دانش آموز كه به منظور آسان سازي يادگيري انجام مي گيرد .

عوامل اصلي فعاليت تدريس : عبارتند از : طراحي – اجرا – ارزشيابي

طبيعي است كه طراحي از آن دو عامل ديگر پايه اي و اساسي تر است . يعني دو عامل اجرا و ارزشيابي برپايه طراحي استوار است .

طراحي آموزشي چيست ؟  طراحي آموزشي عبارتند از تنظيم و پيش بيني وقايع آموزشي كه براساس هدف ها ، محتوا ، امكانات روي مي دهد و طراحي مي شود و چنانچه مي دانيد از اهميت بسيار زيادي برخوردار است و هر چه در تهيه و تنظيم آن طرح مهارت بيشتري بكار رود و توجه و دقت بيشتري گردد ، اثر بخشي تدريس بيشتر مي شود . طراحي آموزش مي تواند به دو شكل كلان و خرد باشد .

طراحي در سطح كلان مربوط به متخصصان آموزشي و در سطح يك كشور مي باشد و در سطح خورد به عهده خود معلم است . يك معلم در مسير تعليم خود بايستي با نگاهي سيستمي ، علمي و هدفمند و نظام مند مجموعه اي عناصري را كه در يادگيري دانش آموز موثر هستند بشناسند و بكار آورند . در واقع طراحي آموزشي اين مكان را به معلم مي دهد. او كل محتواي آموزشي خود را به اجزاي قابل تدريس ( تعداد جلسات درس ) تقسيم كند و تعليم نمايد .

مراحل طراحي آموزش : دانستيم كه هدف از طراحي آموزشي زمينه سازي هر چه بيشتر براي امكانات يادگيري است . به همين دليل يك معلم پيش از شروع دوره تدريس و آموزش بايستي سعي كند با شناخت درستي كه از محيط و حتي مفاد تدريس دارد همه چيز را پيش بيني و آماده كند يعني بايد برنامه خود را طراحي كند و البته چون ممكن است در خلال تدريس متغير هاي مختلفي روي دهد لذا هيچ طرح و برنامه اي مطلقا كامل باشد به عبارت ديگر برنامه آموزشي طراحي شده ما بايستي از انعطاف لازم برخودار باشد و به همين دليل بايد به روز (آپديت) شود .

مراحل الگوي تدريس و آموزش چيست ؟ براي طراحي طرح آموزشي چهار گام بايد رعايت شود .

گام اول : بايد هدف آموزش مورد بررسي و تحليل قرار گيرد .

گام دوم : تحليل موقعيت آموزشي

گام سوم : معلم بايد محتواي آموزش و روش آموزشي خود را مورد بررسي قرار دهد . ( چه و چگونه مي خواهد بگويد )

گام چهارم : دانستن يك نظام ارزشيابي

تحليل هدف آموزشي : هدف هاي آموزشي در يك تدريس موفق بيانگر وضعيت مطلوب مي باشند . هدف خوب تنظيم شده داراي اين چند ويژگي است .

1- دانش آموز محور باشد .

2 – هدف آموزشي ما نتايج يادگيري را توصيف كند .

3- صريح و قابل فهم و كاملا روشن باشد .

4 – قابل ارزيابي باشد .

مراحل تدوين هدف آموزشي : براي نوشتن هدف هاي آموزشي به چهار مرحله نياز است . كه اين چهار مرحله در واقع مربوط به هم و به هم اتصال دارد . البته هر مرحله را چه بسا بتوان به عقب برگرداند و آن را بازنگري كرد  . اما به هر حال طي كردن اين چهار مرحله ضروري است .

1 – بايد هدف هاي آموزشي را تعيين كرد : منظور از هدف هاي آموزشي هدف هايي هستند كه در پايان يك دوره يا يك جلسه آموزشي قرار است كه تحقق يابد و اين اهداف به شكل عبارتهاي كلي بيان مي گردد . هدفهاي كلي آموزش البته مي توانند قابل تغيير و تفسير باشند . معلم ها و طراحان آموزشي نيز به اين نكته توجه كنند كه هدفهاي كلي آموزشي آنگاه داراي ارزشي هستند كه به هدفهاي جزئي و رفتاري تجزيه شوند .

2- تبديل هدف كلي به هدف هاي جزئي : هدف هاي جزئي از تجربه هدف هاي كلي بدست مي آيد و مراحل رسيدن به هدف هاي كلي را به همين هدف هاي جزئي مشخص مي كند و به همين دليل اين هدف هاي جزئي نسبت به هدف هاي كلي محدودتر و مشخص تر است . ساده ترين راه نوشتن اهداف كلي و جزئي در فرآيند تعليم و آموزشي اينست كه بر مبناي موضوع اصلي درس هدف كلي نوشته شود و بر مبناي عنوان هاي فرعي درسي ، هدف هاي جزئي نوشته شود .

3- تبديل هدف هاي جزئي به هدف هاي رفتاري : چنانكه مي دانيم هدف هاي رفتاري هدف هايي هستند كه نوع رفتارهاي شناختي ، عاطفي و رواني – حركتي و همچنين قابليت ها و مهارت هايي كه  انتظار داريم كه در يك دانش آموز ايجاد شود بيان مي كند . نكته اينست كه اهداف رفتاري مبتني بر واقعيت باشد يعني مدت زمان آموزش ، امكانات و سطح علاقمندي مخاطب در نوشتن هدف هاي رفتاري مد نظر قرار گيرد . در واقع اگر هدف  هاي رفتاري سنجيده و واقع بينانه نوشته شود فرآيند آموزشي هم بهتر و موثر خواهد بود . هدف رفتاري هم بايد قابل ارزيابي باشد .

ويژگي هاي هدف هاي رفتاري : روانشناسان چند ويژگي را براي هدف هاي رفتاري مشخص كرده اند يكي اينكه نوع رفتاري كه ما در انتظارش هستيم خوب و روشن تعريف شده باشد . منظور از نوع رفتار براي نوشتن هدف هاي رفتاري بيان روشن و دقيق رفتاري است كه در انتظار مي رود كه دانش آموز ما آن را نهايتا انجام دهد و اين رفتار مشخص مي كند آيا قابليت گرايش و آموزش لازم را كسب كرده است يا نه ؟

دوم اينكه شرايط انجام را بايد دقيق بيان شود يعني در نوشتن هدف هاي رفتار بايد سعي كنيم زمينه ها ، شرايط و امكاناتي كه با توجه به آنها دانش آموز ما بايد گرايش و مهارت و رفتار خود را نشان دهد ، توجه شود شرايط و امكانات به موقعيت هايي گفته مي شود كه در آن موقعيت ها فعاليتي انجام مي گيرد تا دانش آموزان قابليت هاي حاضر را كسب كنند .

تعريف روش :

1- مجموعه ي راههايي كه انسان را به كشف مجهولات و حل مشكلات هدايت مي كند .

2- مجموعه ي قواعدي كه در هنگام بررسي و پژوهش به كار مي رود تا آدمي ( ذهن آدمي ) از خطا مصون ماند .

3- مجموعه ي ابزار يا وسايل يا تكنيك هايي كه انسان را براي حركت و سير از مجهولات به معلومات و حل مشكلات ياري مي كنند .

 

 30/1/92

اهميت روش :

چنانكه مي دانيم بحث از روش تقريبا از رنسانس به بعد يكي از موضوعات جدي متفكران شد . بطوريكه ( رني دكارت ) براين است آنچه كه صحت نتايج علمي را مشخص مي كند روش آنست .

1- اعتبار داده هاي پژوهشي وابسته است به روشي كه در بدست آوردن داده ها به كار برده ايم .

2- پيدايش دانش انسان وتوسعه آن با پيدايش و توسعه روشها همراه بوده است .

 

 

گام هاي طراحي آموزشي

 

گام نخست :

تحليل ، تعريف و تنظيم هدف هاي آموزشي :

الف ) دانش آموز محور باشد .

ب ) توصيفي از نتايج يادگيري داشته باشد .

ج ) روشن ، قابل فهم و صريح باشد .

د ) قابل ارزيابي باشد .

 

مراحل نگارش هدف هاي آموزشي :

الف ) تعيين هدف يا هدف هاي كلي

ب ) تبديل هدف كلي به هدف هاي جزئي

ج ) تبديل هدف هاي جزئي به هدف هاي رفتاري

 

ويژگي هاي هدف هاي رفتاري :

الف ) نوع رفتار به خوبي روشن و تعريف شده باشد .

ب ) شرايط انجام رفتار بيان گردد .

د ) معيار سنجش رفتار مورد دقيقا مشخص باشد .

 

سومين ويژگي هدف ها ي و رفتاري بحث معيار است و چنانكه مي دانيم همين معيار است كه اساس قضاوت انجام رفتار را مشخص مي كند . ساده تر اينكه معيارها براي بررسي و تعيين ميزان مهارت علمي دانش آموزان به كار مي روند . بنابراين معيار ممكن است به فرآيند و نتيجه فعاليت هم مربوط باشد . نكته اينست كه معلم هيچ گاه نبايد هدف هاي رفتاري را خلاصه بنويسد . بلكه بايستي عملكرد و رفتار را به گونه اي بنويسد كه ارتباط آن را با شرايط و نوع رفتار واضح و روشن بيان كرده باشد . نكته ديگر اينكه در نوشتن هدف رفتاري و تعيين معيار سنجش آن معلم بايد صراحت داشته باشد . به طوريكه افراد آشنا با فرآيند ياددهي و يادگيري بتواند بدون اشكال و اشتباه مقصدهاي آموزشي مورد نظر نگارنده را ارزيابي كنند . معلم نبايد در نوشتن هدف هاي رفتاري از فعل هاي قابل اندازه گيري دقيق نيستند استفاده كند . بلكه بايد از افعال صريح استفاده كند يعني آن افعالي كه قابليت اندازه گيري بهترين داشته باشد براي نمونه :

افعال صريح در حيطه شناختي : تعريف كردن – تشخيص دادن – نام بردن – بيان كردن – طبقه بندي كردن – قضاوت

افعال صريح در حيطه عاطفي : قبول كردن – رد كردن – همكاري كردن – تعهد داشتن – تمايل نشان دادن – تائيد كردن

افعال صريح در حيطه رواني – حركتي : با مهارت كاري را انجام دادن – جابه جا كردن – درست آزمايش كردن

گاهي ممكن است يك طرح در هنگام نوشتن اهداف رفتاري از افعال ديگري نيز استفاده كند . مثلا هدف هاي رفتاري زير نمونه اي از هدف هاي رفتاري اند :

- پس از پايان آموزش از دانش آموزان انتظار مي رود كه بتوانند ( مثلا در كلاس علوم قسمتهاي مختلف قلب را بر اساس تصوير موجود و در كتاب بيان كند . )

البته معلم ها بايد بداند يك سري مهارت ها وجود دارد كه به طور مستقيم قابل مشاهده و ارزيابي نيستند اما نتايج اندازه گيري و مشاهده اي دارند . مثلا اين امكان وجود دارد معلمي بتواند فرآيند تفكر دانش آموزي كه تلاش مي كند تا معادله اي را حل كند مشاهده و ارزيابي كند اما مي تواند پاسخ هايي كه دانش آموز مي دهد و هر گامي را كه براي حل مساله بردارد و در نهايت نتيجه حل آن معادله را مشاهده و ارزيابي مي كند . يعني آنگاه كه دانش آموزي شعري را به نثر برمي گرداند ، معادله اي را حل مي كند يا حتي انشائي مي نويسد و كاري هنري انجام مي دهد اينها همه قابل مشاهده و ارزيابي هستند و چنين نتايجي مي تواند معلم را مطمئن سازد آيا نتايج مورد نظرش را اتفاق افتاده است . در صورتي كه يك طراح در نوشتن هدف هاي رفتاري از افعالي استفاده كند كه قابل مشاهده و صريح نباشد و يا يك توليد نهايي قابل مشاهده اي نداشته باشد معلم نمي تواند تحقق اهداف آموزشي خود را مورد ارزيابي قرار دهد .

 

گام دوم : تعيين و تحليل موقعيت آموزشي

 

الف ) فعاليت هاي آموزشي :

1- فعاليت هاي معلم  ( روش تدريس )

2- فعاليت هاي دانش آموز ( تجارب يادگيري )

 

ب ) رابطه ميان هدف هاي آموزشي :

1- ارتباط تسلسلي هدف ها

2- ارتباط موازي از هدف ها

3- تركيبي از اهداف

 

ج ) تعيين رفتار ورودي

 

د ) ارزشيابي تشخيصي

 

 ﻫ) تعيين گروه هاي ياددهي – يادگيري

 

بعد از تعيين هدف هاي آموزشي دومين گام در طراحي آموزشي ، تعيين و تحليل موقعيت آموزشي است .

 

تعريف موقعيت آموزشي : تعيين و تحليل موقعيت آموزش فرآيندي است كه طي آن فعاليت هاي آموزشي ، رابطه ميان هدف هاي آموزشي ، رفتار ورودي ، ارزشيابي تشخيصي و نيز گروههاي ياددهي و يادگيري مشخص و تحليل مي گردد . تعيين موقعيت آموزشي از اين جهت مهم است معلم بايد به اين پرسش ها پاسخ دهد فعاليت هاي آموزشي دانش آموزان را چگونه بايد سازماندهي نمايد تا هدف هاي آموزشي از قبيل تعيين شده تحقق يابند و دوم اينكه كدامين رويدادهاي و تجارب بهتر و بيشتر مي تواند دانش آموزان را به هدف هاي آموزش برساند .

تعريف فعاليت هاي آموزشي : به مجموعه فعاليت هاي معلم و دانش آموز در يك زمان معين براي تحقق اهداف آموزشي معين ، فعاليت هاي آموزشي مي گويند.

فعاليت هاي آموزشي بر دو قسم است . فعاليت هاي معلم – فعاليت هاي دانش آموز

فعاليت هاي معلم : گاهي اهداف آموزشي معلم محور است يعني طراحي آموزش به گونه اي است كه بيشتر نشان دهنده فعاليت خود اوست و به انتظاراتي كه دانش آموز دارد كمتر توجه شده است . اين دسته از اهداف آموزشي معلم محور در صورتي كه به گونه اي تنظيم شده باشد فعاليت هاي معلم در جهت هدايت و تقويت فعاليت هاي يادگيري دانش آموزان باشد ارزشمند است . اما به هر حال طرح درسي كه فعاليت هاي دانش آموزان را در بر مي گيرد طرح درسي است كه به فعاليت هاي دانش آموزان به قابليت هاي دانش آموزان و بر نقش نظارت بر عملكرد دانش آموزان و راهنمايي آنها و نيز طرح درسي كه در آن بازخورد دانش آموزان مد نظر است ، يك طرح درس موفق است . از سوي ديگر دانش آموزان هم خيلي دوست دارند كه بدانند در طي يك فعاليت آموزشي معلمشان چه نقشي دارد و چقدر مي تواند از معلمشان انتظار راهنمايي داشته باشد .

فعاليت هاي دانش آموز ( تجارب يادگيري ) : به مجموعه فعاليت هايي كه دانش آموزان براي دست يابي به نتايج يادگيري مي گويند و تجارب يادگيري شامل فعاليت هاي معلمان نمي شود و يك هدف آموزشي خوب تعريف شده هدفي است كه طي آن نتايج يادگيري را توضيح دهد و تعيين نتايج يادگيري هر چند خيلي مفيد است اما به تنهايي كافي نيست بلكه بايد آن فعاليت هايي را كه دانش آموز بايد انجام دهد تا به چنين نتايج مفيدي برسد مشخص گردد . نكته اينست كه فعاليت هاي دانش آموزان بايد متناسب با اهداف آموزشي و متنوع باشند . يعني معلمان در طي فرآيند آموزشي نبايد دانش آموزان خود را محدود و مقيد به انجام چند فعاليت يادگيري نمايند به عبارت ديگر دانش آموزان مي توانند از ميان بسياري از تجارب يادگيري آن دسته از فعاليت هايي را انتخاب كند كه بيشترين احتمال دستيابي به اهداف را فراهم و ميسر نمايد مثلا معلم مي تواند به منظور دستيابي به اهداف يادگيري از دانش آموزان خود بخواهد درباره موضوعي گزارش تهيه كرده كنفراس ارائه دهد اطلاعاتي را تهيه نمايد و گاهي فعاليت هاي فوق برنامه ريزي شامل چنين فعاليت هايي مي شود .

تعريف رابطه ميان هدف هاي آموزشي : حال كه اهداف و فعاليت هاي آموزشي مشخص شده ، سوال اينست كه اين هدف هاي آموزش به چه ترتيب تركيب بندي شود ؟

به عبارت ديگر فعاليت هاي آموزشي به چه ترتيبي بايد انجام بپذيرد تا نتيجه بهتري نائل شويم ؟

معمولا هدف هاي آموزشي به سه صورت با هم مرتبط هستند :

الف ) ارتباط تسلسلي                                ب ) ارتباط موازي                     ج ) ارتباط تركيبي

 

ارتباط تسلسي : يعني ارتباط هدف ها با هم به گونه اي باشد قبل از تحقق هدف پايين تر امكان رسيدن به هدف بالاتر نباشد .

ارتباط موازي : گاهي اوقات ممكن است كه هدف هاي آموزشي در عرض هم قابل اجرا و دستيابي باشد .

ارتباط تركيبي : يعني اجراي هدف آموزشي نهايي را چه بسا سلسله اي از هدف هاي تسلسلي و هدف هاي موازي تشكيل داده باشد . كه در اين صورت طبيعي است آن هدف هايي كه حالت تسلسي دارد بايد سلسله مراتب تسلسلي در آنها رعايت شود .

 

 

جمعه 6/2/92                            طراحي و مسائل يادگيري و آموزش

تعريف رفتار ورودي : در واقع رفتار ورودي به معناي استعدادها و توانايي هايي است كه يك دانش آموز بايد پيش از آغاز فعاليت هاي آموزشي جديد از آن برخوردار باشد تا بتواند مفاهيم جديد را بفهمد به عبارت ديگر رفتار ورودي همان دانش و مهارت هاي پيش نياز مي باشد . نكته اينست اگر معلم اطلاعي از رفتار ورودي دانش آموزان خود و استعدادهاي آنها نداشته باشد چه بسا فعاليتهاي آموزشي آنها را بدون توجه به توانايي ها و استعدادهاي دانش آموزان انتخاب كند كه در اين صورت دانش آموز نسبت به انجام فعاليت ها بي تفاوت مي شود .

ارزشيابي تشخيصي : ارزشيابي تشخيص در واقع نوعي ارزشيابي است كه پرسشها مربوط به آن براساس رفتار ورودي طراحي مي شود و قبل از تدريس بايد اجرا گردد . از طريق ارزشيابي تشخيص معلم مي تواند معلومات و توانايي هاي دانش آموزان را براي ورود به مطالب جديد تشخيص دهد ارزشيابي تشخيص مطلبي است كه به كمك آن مي توان هم نقطه آغاز فعاليت آموزش را مشخص كرد و هم معياري براي سنجش رفتار ورودي دانش آموز است .

تعيين گروههاي ياددهي و يادگيري : مساله گروه بندي و سازمان بندي دانش آموزان در يك فعاليت آموزشي از اهميت خاصي برخوردار است . اين درست نيست كه معلم مجموعه فعاليت هاي آموزشي را در گروههاي يكسان به اجرا در بياورد ؛ زيرا دستيابي به هدف هاي آموزشي مختلف از طريق گروههاي يكسان ميسر نيست . يكي از عوامل موثر در انتخاب گروههاي ياددهي – يادگيري ماهيت هدف ها و فعاليت هاي آموزش است . مثلا اگر هدف ها و فعاليت هاي آموزشي در حيطه مهارت هاي عملي باشند تقسيم دانش آموزان به گروههاي هر چه كوچكتر تحقق اهداف را امكان پذير تر مي كند . مناسب ترين تقسيم بندي گروه براي هدف هاي شناختي 30 تا 40 نفر است . براي هدف هاي عاطفي 5 الي 15 نفر و براي هدف مهارتي ( رواني – حركتي ) هر چه كمتر بهتر خواهد بود . در اينجا از واژه مناسب ترين استفاده كرديم نه بهترين ، اين از آن رو است كه در پروسه طراحي بايد همه عوامل را در نظر گرفت ( مانند تعداد نيروي انساني ، فضاي آموزشي و ... ) بسته به نوع درس و سطح مخاطبان ، طبقه بندي گروههاي آموزشي نيز فرق مي كند .

 

گام سوم : تعريف و تعيين روش ، محتوا و وسايل كمك آموزشي

 

 الف – مطالبي در مورد محتوا : بعد از گام نخست و گام دوم معلم بايد به انتخاب و تنظيم محتوا بپردازد و البته محتوا بايد اولا متناسب با اهداف آموزش باشد دوم اينكه محتوا متناسب با زمان تعيين شده براي تدريس باشد به عبارت ديگر هم تحليل محتوا و هم هدف هاي آموزشي هر دو براساس رفتار مورد انتظار دانش آموزان تعيين مي گردند . بر همين اساس طبيعي است كه مطالب آسانتر پيش از مطالب پيچيده تر ارائه گردد و مطالب نظري پيش از مطالب عملي .

 

جمعه        13/2/92                   طراحي و مطالعه مسائل يادگيري

 

نكته اينست كه محتواي كتابهاي آموزشي همواره دايره اي كوچك تر از دايره فعاليتهاي آموزش دارد . بنابراين فعاليت هاي آموزشي جنبه هاي متنوع و متعددي را در بر مي گيرد و نبايد آن را منحصر به كتابهاي درسي نمود . همچنين فعاليتهاي آموزش و يادگيري در صورت لزوم حتي بايد فراتر از مطالب محتواي كتاب درسي باشد .

منظور از پروژه هاي آموزش چيست ؟ منظور از پروژه هاي آموزشي فعاليتهايي است كه بر آن مبنا دانش آموزان مي توانند مهارتها و دانش خود را در يك موضوع نشان دهد . در اين زمينه معلم مي تواند با طرح پرسشهاي زير راجع به محتوا عمل نمايد و تصميم بگيرد . پرسشهايي مثل :

آيا اين محتوا درسي رفتارهايي را كه از دانش آموز انتظار داريم برآورده مي كند ؟

آيا اين محتوا براساس تواناييهاي ذهني دانش آموز مي باشد؟

آيا اين از ترتيب و توالي برخودارمي باشد ؟

آيا اين محتوا متناسب با زمان درنظر گرفته شده است ؟

پس اگر پاسخ به پرسشهاي فوق منفي باشد معلم نمي تواند از آن محتوا بهره گيرد كه يا  بايد رهايش كند و يا بايد تغييراتي در آن بوجود آورد .

ب) مطالبي راجع به انتخاب روش : هر كدام از اين مولفه ها هم در جاي خود و هم در فرآيند طراحي مهم هستند . اهميت روش تدريس در آنست كه روش تدريس تعيين كنند. نوع وظايف و تكاليفي است كه بايد انجام دهد و چنانكه مي دانيم اين وظايف و تكاليف معلم عامل مهمي در زمينه سازي فعاليتهاي دانش آموزان در كلاس است .

نكته مهم در زمينه تهيه روش تدريس اينست كه بدانيم روش تدريس فقط به صحبت و سخنراني معلم گفته نمي شود . بلكه روش تدريس شامل فعاليتهاي متنوع زيادي مثل سازماندهي فعاليتهاي آموزش دانش آموزان ، به كارگيري ابزار كمك آموزشي ، آماده سازي دانش آموزان براي تشكيل حلقه هاي يادگيري و نظارت و كنترل آموزش .

ويژگي هاي تدريس : تدريس يك فعاليت خنثي و بي ثمر نيست بلكه تدريس فعاليتي است عمدي ، هدفدار و البته تعاملي و به همين جهت طبيعي است كه در آغاز بايستي شيوه هاي تدريس به طور منطقي مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد . مواردي كه يك معلم در روش تدريس خود بخاطر داشته باشد عبارتند از :

اهداف آموزش – توجه به سبك هاي يادگيري دانش آموزان – محتواي آموزشي – توجه به امكانات موجود

ج) مطالبي راجع به انتخاب وسايل آموزشي : در چندين سال اخير با تكنولوژي هاي متعددي كه در حوزه آموزش ايجاد شد اهميت وسايل آموزش بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد .

تعريف وسايل آموزشي : به مجموعه امكانات ، وسايل و ابزاري كه مي توانند وضعيتي را ايجاد كنند كه در آن وضعيت يادگيري و آموزش بهتر و پايدارتر انجام گيرد . وسايل كمك آموزشي مي گويند . طبيعي است كه معلم بايد انواع وسايل آموزش و كمك آموزش و انواع رسانه ها را براي انتقال پيامهاي آموزش خود هم بشناسد و هم بكار گيرد . در فرآيند طراحي آموزش منظور از وسايل آموزشي مجموعه وسايل گرافيكي ، عكس و يا وسايل الكتريكي يا مكانيكي مي باشد كه براي دريافت اطلاعات اعم از ديداري و شنيداري مي باشد بكار مي رود .

يك وسيله مناسب و خوب باعث مي شود كه پيام بهترين شكل خود انتقال يابد و همچنين انگيزه و توجه دانش آموز با تقويت كند و برانگيزد .

 

 

20/2/92   

معيارهاي انتخاب وسايل آموزش :

1- متناسب بودن وسيله آموزشي با اهداف آموزش : يعني وسيله آموزشي مورد استفاده معلم بايستي هم با موضوع آموزشي مرتبط و نزديك باشد هم اهداف آموزشي يعني هدفهاي رفتاري را پوشش دهد .

2- هزينه : يعني به هر حال معلم بايستي در انتخاب وسيله آموزشي به قيمت آن توجه كند به طوريكه تهيه آن براي او ( معلم ) يا براي نهاد آموزشي دشوار نباشد .

3- كيفيت فني : يعني خصوصيات فني وسايل آموزشي بايد به گونه اي باشد كه در تدريس موثر واقع شود .

4- قابليت دسترس : طبيعي است كه وسيله مورد نظر بايستي قابليت دسترسي داشته باشد و وسيله اي كه نتوان از آن استفاده كرد يا در مواقع لزوم دسترسي به آن سخت باشد فايده چنداني نخواهد داشت .

5- كاربري ساده : يعني وسيله مورد استفاده بايستي به گونه اي باشد كه به راحتي بتوان از آن استفاده كرد . گاه استفاده از رسانه اي پيچيده درك دانش آموز مخدوش مي شود . به هر حال وسيله آموزش بايد به گونه اي باشد كه بايستي در جهت تعيين اهداف آموزش باشد . مثلا در زمينه فيلم هاي آموزشي به نظر مي رسد كه فيلم هاي كوتاه آموزش چه بسا از ساير فيلم هاي بلند موثرتر باشند . در هر حال آن فيلم ها يا آن وسايل با ابزاري كه بيشتر به هدف آموزشي ما معطوف باشند بهتر هستند  و نكته اينست كه يك معلم هرگز نبايد براي استفاده از يك وسيله آموزشي اهداف آموزشي خود را دچار اختلال كند .

گام چهارم : دانستن يك نظام ارزشيابي

در زمينه داشتن يك نظام ارزيابي لازم و ضروري است كه مخاطبان از همان ابتدا ، معيارهاي معلم خود را براي ارزيابي بداند . زيرا بسياري از ترس ها و اضطراب هايي كه دانش آموزان از فرآيند ارزيابي دارند به علت عدم آگاهي آنها از معيارها و نحوه ارزيابي معلم است . پس بهتر است كه معلم همان جلسه نخست و به تناوب در طول مدت زمان تدريس، معيارهاي خود را مشخص و روشن و عادلانه و منطقي در اختيار دانش آموزان قرار دهد .

نكته بعدي در اين زمينه تاريخ ارزشيابي است كه بهتر است از اول مشخص باشد .

نكاتي در باب پرسش هاي امتحاني :

1-  پرسشها بايد تعيين كننده اهداف بوده و برآمده از مجموعه فعاليتهاي آموزش در كلاس باشد . طبيعي است كه پرسشها بايد روشن و صريح باشد و از واژه هاي سخت ونامفهوم استفاده نگردد . همچنين پرسشها فقط براي ارزيابي حافظه دانش آموز نباشد بلكه بتوان قدرت انديشيدن و استنباط و يادگيري دانش آموزان را ارزيابي كند . پرسشها بايد علاقه دانش آموزان را به درس تحريك كند و نيز بين دانش آموز و معلم ارتباط برقرار كند و توجه دانش آموزان به نكات اصلي و مفاهيم مهم را برانگيزد و دانش آموز را وادار به انديشيدن نمايد ، آزاد انديشي را تقويت كند و دانش آموزان را به فعاليت مستمر وا دارد .

نكته : برهمين زمينه است كه پرسشهاي هفتگي نيز بايد مورد تاكيد قرار گيرد ، زيرا يادگيري يك فرآيند تدريجي است و در صورتي كه در طول زمان حاصل نيايد ، يك شب حاصل نمي آيد .

نكته : معلم بايد تلاش كند سوالهاي اثر بخش و مناسبي طراحي كند و براي سوالهاي موثر و اثر بخش بخصوص در ارزيابي هاي شفاهي بايد به نكات زير توجه كند .

1- بايستي فرصت هاي لازم براي پاسخگويي در نظر گرفته شود . يعني پرسشها بايد به گونه اي باشد كه مخاطب فرصت انديشيدن و راه يافتن به پاسخ ها را داشته باشد . البته در پرسشهاي شفاهي يك هدف آموزش ديگر هم مي تواند مد نظر معلم باشد و آن تقويت قدرت كلامي مخاطب است .

البته  تقويت امور غير كلامي هم لازم است . گاه معلم مي تواند علاوه بر كلام از پيام هاي رفتاري استفاده كند تا نظر خود را به دانش آموز اعلام كند . مانند نگاه كردن ، حركات صورت و بدن.

 با ارزيابي پاسخ هاي دانش آموزان يك معلم مي تواند نقاط ضعف يادگيري دانش آموزان را بفهمد براساس همان نقاط ضعف فعاليت هاي تكميلي خارج از مدرسه عرضه نمايد .

2- پرسشها بايد به گونه اي طراحي گردد كه توان و قدرت ذهني و علمي دانش آموز متناسب با آن باشد . نكته مهم در اين زمينه اينست كه معلم بايد فرآيند پرسش و پاسخ كلاس را به گونه اي علمي مطرح و ضرورتش را علمي جا بيندازد و به دلايل مختلف مثل روشن كردن موضوع ، تاكيد و تحقيق بيشتر پرسشها مطرح گردد .

3- مخاطب شناسي : يك معلم بايد مخاطب شناس خوبي باشد يعني بداند پرسشها را براي چه كساني و در چه سطحي مطرح مي نمايد و بايد بين پرسش و فردي كه از او پرسش مي گردد تناسبي يافت . براي طرح پرسش طبيعي است كه معلم بايد از توانايي ها و اطلاعات دانش آموزان آگاه باشد .